یکی از علل پیدایی اختلالات شخصیت در انسان، عوامل ژنتیکی و وراثت است. در این نوشتار برآنیم به بقیه عللی که زمینه ساز اختلالات شخصیت است، بپردازیم.بسیاری از اختلالات شخصیت در تجربه های دوران کودکی، از قبیل مورد غفلت واقع شدن، تعارض، سوء استفاده و سوء رفتار هیجانی یا در الگو برداری از رفتارهای مختل بزرگسالان ریشه دارند.

 پیدایی اختلالات از کودکی

رابطه پژوهان، سبک دلبستگی را به شکل گیری و پیدایش اختلالات شخصیت ربط داده اند. وقتی مراقبان طفل، آدم هایی باشند که با او درگیر شوند، به او پاسخ دهند و به نیازهایش توجه کنند و وقتی پیوسته درصدد رفع ناراحتی ها، ترس ها یا خشم او باشند، طفل اعتماد بنیادی را یاد می گیرد. کودک از اطرافیان خود انتظار دارد آدم های قابل اعتماد و قابل اتکایی باشند تا دنیا را جای قابل پیش بینی و امنی ببیند.

اما وقتی مراقبانش چنین پاسخ هایی نمی دهند، درگیر دلبستگی نا ایمن می شود. او بعدا در بزرگسالی به شدت تدافعی می شود، گسلش هیجانی پیدا می کند، بی اعتماد می شود یا در برابر هر گونه به حساب نیامدن با طرد شدن خیالی، به شدت عصبانی می شود. بزرگسالی که اختلال شخصیت دارد نمی تواند هیجاناتش را تنظیم و خودش را آرام کند؛ و اعتمادش به دیگران سلب می شود.

شکل گیری دلبستگی ایمن

فراموش نکنید که شکل گیری دلبستگی ایمن در ماه ها و سال های نخست زندگی رخ می دهد. یعنی در دورانی که به آن دوره بحرانی تحول و رشد شخصیت و مغز می گویند. عادات دلبستگی اعم از ایمن یا ناایمن – مسیرهای عصبی خاصی در مغز پدید می آورند که در موقعیت های رابطه ای بعدی به طور خودکار تحریک می شوند. در نتیجه، شخص بزرگسالی که درگیر دلبستگی ناایمن است، فورا خشمگینانه، بزدلانه یا بی تفاوت واکنش نشان می دهد چون مغزش به این واکنش عادت کرده است. در مقابل، مغز شخص بزرگسالی که دلبستگی ایمن دارد – به فراخور بافت و وضعیت – می تواند پاسخ های بیشتری بدهد و مسیرهای عصبی مغزش، امکان آرام کردن خودش و مدیریت مؤثر تجربه های هیجانی را فراهم می آورد.

شخصیت اسکیزوئید

برای لحظه ای شخصیت اسکیزویید (یعنی شخصیتی که با کسی رابطه ندارد و دچار نوعی گسلش عاطفی و گوشه گیری است) (به مورد «روی» در فصل پنجم مراجعه کنید) را در نظر بگیرید. علاوه بر ژن ها، چه چیزی باعث می شود کودک برای رابطه برقرار کردن یا بقا، گسلش عاطفی یا قطع ارتباط با انسان ها را به عنوان راهبرد خویش برگزیند؟

برای ما تعجبی ندارد اگر شخص اسکیزویید در کودکی مورد غفلت واقع یا نادیده گرفته شده باشد. یا این که در محیطی مختل یا پر از اختلاف بزرگ شده باشد و در نتیجه انزوا را به عنوان پادزهر برگزیده باشد. وقتی اسکیزویید وارد دوران بزرگسالی می شود، این راهبرد انطباقی، به راهبرد ثابت و همیشگی شخصیت اش تبدیل می شود.

شخصی که اختلال شخصیت اسکیزویید دارد و از روابط بریده و نسبت به آن کاملا بی علاقه است، با همکارانش احساس غریبگی می کند و از روابط شخصی اجتناب می ورزد. اما این سبک کنار آمدن در بزرگسالی، خاصیت انطباقی ندارد و باعث می شود شخص اسکیزویید در روابطش مشکل پیدا کند.

علل پیدایی اختلالات شخصیت

شاید بارزترین جنبه تجربه داشتن پدر و مادر نزدکودک این باشد که آیا او را می پذیرند یا طرد می کنند. تحقیقات در این مورد نشان می دهد کودکی که احساس طردشدگی کرده بیشتر احتمال دارد در بزرگسالی دچار اختلال شخصیت شود زیرا احساس ناخواسته بودن و محبوب نبودن، او را در معرض خصومت ورزی یا بی تفاوتی قرار می دهد. همچنین باید به یاد داشته باشید که اشخاص دچار اختلال شخصیت از راهبردهایی استفاده می کنند که برای کنار آمدن با سوءرفتارها و غفلت های آزارنده دوران کودکی از آنها استفاده می کرده اند.

پس باید برای کودکی که با او سوءرفتار هیجانی شده و راهبردی همچون محافظه کاری، فرو رفتن در لاک دفاعی با گسلش عاطفی را برگزیده، کف زد؛ اما همین طور که بزرگ می شود و از وضعیت سوءرفتار خارج می شود، راهبردهای دفاعی او به تدریج در هسته شخصیتی اش تنیده می شوند و صورت خشک و انعطاف ناپذیر به خود می گیرند. بنابراین، کودک منطبق، به بزرگسالی تبدیل می شود که اختلال شخصیت دارد. در جریان تشریح اختلالات شخصیت در این کتاب، بعضی از رایج ترین تجربه های والدین و مراقبان را توضیح خواهیم داد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست