ترس اجتماعی و برخورد با آن بسیار اهمیت دارد که بدانید چه چیز باعث ایجاد ترس در کودکتان می‌شود و اصلا چرا از این موضوع می‌ترسد. اگر کودکی مثلا از سگ بترسد، احتمال اینکه والدینش او را با یک عالمه سگ روبه رو کنند تا به اصطلاح با ترسش رو به رو شود، بسیار کم است.

ترس اجتماعی و برخورد با آن

ترس‌های کودکان فقط محدود به ترس از تاریکی یا حیوانات نیست، بلکه در حالت پیشرفته‌تر، کودکان از قرار گرفتن در موقعیت‌های اجتماعی می‌ترسند. به این دسته از ترس‌ها «ترس اجتماعی» می‌گویند. در چنین حالتی کودکان از رو به رو شدن با هر موقعیت اجتماعی یا جایی که جمعیت نسبتا زیادی وجود داشته باشد، اجتناب می‌کنند و دچار اضطراب بسیار شدیدی می‌شوند. شیوه برخورد با ترس‌های اجتماعی با سایر ترس‌ها متفاوت‌تر است زیرا در صورتی که به آن توجه نشود باعث ایجاد مشکلات شخصیتی و عدم برقراری تعامل و ارتباط با دیگران در بزرگسالی می‌شود. بهتر است برای درمان ترس‌های اجتماعی در کودکان از متخصص یا روان شناس کمک بگیرید.

یکی از نمونه‌های ترس اجتماعی زمانی است که کودکان از قرار گرفتن در یک جمع مانند تولدهای خانوادگی یا دوستانه می‌ترسند و از رفتن به تولد و جشن خودداری می‌کنند، در چنین حالتی والدین و اطرافیان کودک می‌دانند که با رفتن به تولد مطمئن هستند کسی که بیشتر از همه به او خوش می‌گذرد خود کودک است اما اگر کودک همچنان در مقابل رفتن به مهمانی مقاومت نشان داد، پدر و مادر به جای این که این ترس و مقاومت را بی اهمیت جلوه بدهند، می‌توانند به دنبال علت ترس او از جمعیت باشند و بفهمند چرا از رو به رو شدن با عده زیادی خجالت می‌کشد.

صحبت با کودک از ترس‌هایش

اغلب والدین در صحبت‌هایی که با یکدیگر دارند، تصور می‌کنند یکی از راه‌های تربیت فرزند شجاع و مقابله با ترس‌ها در کودک‌شان این است که کودک را مجبور کنند از ترس‌هایش صحبت کند. اغلب فشار آوردن به کودک برای حرف زدن از ترس‌هایش باعث می‌شود که احساس ناخوشایندی داشته باشد. اجبار کودک به صحبت از ترس‌هایش نه تنها راهی بد برای تربیت فرزند شجاع و تقویت حس شجاعت در او است، بلکه باعث می‌شود که کودک را در شرایطی قرار دهید که برای آن آماده نیست.

اگر زمانی کودک حاضر به صحبت از ترس‌هایش شد هرگز با گفتن جملاتی مانند «همین؟ این که ترس نداشت»، « این که اصلا موضوع مهمی نیست» یا «بزرگ شو! این چیزی نیست که باعث شود بترسی» سعی در کوچک جلوه دادن ترس‌های او نکنید، زیرا با این کار باعث می‌شوید که کودک احساس کند با او همدل نیستید و درکش نمی‌کنید و باعث ایجاد حس تلخ ضعف و بی‌کفایتی در او می‌شود. به خصوص زمانی که کودک شما از تاریکی می‌ترسد، از آنجایی که کودکان قدرت تخیل بالایی دارند، احتمالا تصوراتی دارند که شما از آن‌ها بی‌خبرید، پس بهتر است که هرگز سعی در کوچک و بی‌اهمیت جلوه دادن ترس‌هایش نداشته باشید 

بگذارید ریسک کند

به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی آنچه انتظارش را داشته، نباشد، اینکه راه مورد علاقه خود را انتخاب و برای انجام آن تلاش کند، ارزشمند است و بخش زیادی از کار را پیموده است اما این تفکر مخصوص افرادی است که اعتمادبه‌نفس دارند و از به نتیجه نرسیدن نمی‌ترسند. فرزندتان را ترغیب کنید در فعالیت‌های گروهی در مدرسه‌ مانند عضویت در تیم‌های ورزشی، گروه‌های موسیقی یا حتی گروه‌های علمی شرکت کند. با این کار او فرصت نشان دادن توانایی‌هایش را به دست می‌آورد و حتی ممکن است در این گروه‌ها به عنوان سرگروه نقش‌هایی را برعهده بگیرد که در تقویت اعتمادبه‌نفس او نقش زیادی خواهد داشت.

اقدام دیگری که می‌توانید انجام دهید، برنامه‌ریزی برای گردش‌های کوتاه اما هیجان‌انگیز خانوادگی است؛ دوچرخه‌ای کرایه و مسیری را از قبل انتخاب کنید و به فرزندتان بگویید یک گردش غیرمنتظره دارید. مسیر حرکت را به او نگویید.بگذارید در عمل انجام شده قرار بگیرد، ترس را بیازماید و اعتماد به‌ نفسش افزایش پیدا کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست