اختلال شخصیت خودشیفته جزو دسته دوم از اختلالات شخصیت است که مهم ترین ویژگی این افراد خودبزرگ بینی توهمی است. این افراد تن به درمان نمی دهند. از همین روی نمی توانند مورد مناسبی برای ازدواج به شمار بیایند.  نظریه های علت اختلال خودشیفته چیست ؟

علل اختلال شخصیت خودشیفته

برای یافتن علت پیدایی این اختلال باید پرده را از روی چهره این افرادی که به ظاهر خیلی خود را موفق می بینند، برداشت تا حقیقتی دیگر را در آن دید که همان می تواند علت پیدایش این اختلال شمرده شود. در پس پرده شخصیت این افراد، اعتماد به نفس شکننده ای وجود دارد که همان باعث می شود که این افراد دائماً در پی تائید دیگران باشند.انتقاد به مانند چکشی بر شیشه اعتماد به نفس ایشان است. اگر چه ممکن است آنها نسبت به انتقاد شما واکنشی نشان ندهند ولی انتقاد به شدت این افراد را ناراحت کرده و برای آنها احتمالاً احساس تحقیر، خفت و خواری، تهی و بی ارزش بودن و پوچی ایجاد می کند.

نظریه های علت اختلال خودشیفته

۱- فرزندان والدین سرد و بی عاطفه

نظریه اولی که برخی از روان شناسان بیان داشته اند این است که صفات شخصیتی اختلال شخصیت خودشیفته در فرزندان والدینی پدید می آید که در رابطه با فرزندان خود رابطه ای سرد و بی عاطفه دارند و به ندرت در مورد موفقیت های فرزندان خود سخن گفته و آنها را ستایش می کنند. والدینی که موفقیت فرزندان شان برایشان بی ارزش است ولی موفقیت های خود را به رخ دیگران می کشند می توانند زمینه ساز پیدایی این اختلال باشند.

چرایی آن را می توان در این جست که فرزندان این نوع از والدین برای مقابله با احساس بی ارزشی سعی می کنند راه هایی را پیدا کنند که یکی از این راه ها، دلداری دادن و متقاعد کردن خود درباره استعدادها و موفقیت های خود است. این افراد که فاقد خود سالم هستند، خود کاذبی را در خود پرورش می دهند که آن را بر مبنای نظر غیر واقع بینانه در مورد شایستگی و مطلوب بودن خودشان استوار می کنند.

از همین روی این افراد به دنبال گرفتن تائید از خود و یا دیگران در فعالیت های خود هستند. بر اساس همین علت، می توان یکی از راه های درمان را ارائه درک واقع بینانه به مبتلایان اختلال شخصیت خودشیفته دانست. درکی در این موضوع که همه انسان ها کامل نیستند و نقص هایی را در خود دارند می تواند یکی از راه های درمان این اختلال باشد. وقتی که این شخص احساس کند که درمانگر از او حمایت می کند، کمتر بزرگ منش و خودمحور می شود.

۲- محبت بیش از حد به فرزندان

دومین دسته از روانشناسان قائل هستند که علت دیگری هم می تواند زمینه ساز این دست از صفات شخصیتی باشد. برخی از روانشناسان بالینی بر این عقیده هستند که توجه مثبت  بیش از حد و محبت بیش از اندازه به فرزند هم می تواند زمینه ساز پیدایی این اختلال در انسان باشد. این رفتار والدین باعث پیدایش توهم و باورهای غیرمعقول در فرد می شود و به گونه ای خود را استثنایی در میان انسان های دیگر می بیند.

این بزرگ بینی توهمی تا بدانجا پیش خواهد رفت که از دیگران نیز توقع تعریف های بی جا جزو رفتارهای ایشان می شود. شاید بتوان این یافته را موید روان شناسان دسته دوم دانست که اکثر افراد مبتلا به خودشیفتگی اولین فرزند یا تنها فرزند خانواده هستند (استعداد تک فرزندان در ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفتگی بیشتر از دیگرانست) چرا که این فرزندان بیشتر مورد توجه والدین خود قرار می گیرند.

یکی از مهم ترین مسائلی که باید خانواده در امر تربیت فرزند بدان توجه داشته باشند، سبک های فرزندپروری است. سبک فرزندپروری نادرست می تواند زمینه ساز اختلالات روانی همچون اختلال شخصیت باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست